![]() |
||
ای دریغا رادمرد لطف و رحمت درگذشت خدایا تورابه ساحت قدسی علی ابن ابیطالب علیه السلام شفاعت حضرت را نصیب استادمان بگردان. خدایش بیامرزد
کلیدواژه ها:
اساتید(8)|
استاد ربیعه(2)|
:: به تاریخ سه شنبه 92/7/30 ساعت 10:22 عصر
امروز باخبر شدیم استاد عزیزمون جناب استاد ربیعه از دنیا رفتن. واقعاً خبر ناراحت کننده ای بود برای ما. إنّا لانعلم منه إلّا خیرا
خدایا
کلیدواژه ها:
اساتید(8)|
استاد ربیعه(2)|
:: به تاریخ یکشنبه 92/7/28 ساعت 11:59 عصر
لطف خدا بود که به وسیله ی پدر باعث شد تو علم کامپیوتر و ما یتعلق به دستی بر آتش داشته باشم، و همین موجب می شد که تو دانشکده موردِ مراجعه باشم، که باز همینم لطف خدا بود. به همین بهانه ها بود که ما به پشت میزهای مختلف دانشکده راه پیدا کردیم و همه رو یک به یک امتحان نمودیم. البته خودمونیم... هیچ کدوم به اندازه ی میز بسیج - که سنگر ثابت ما بود و پشت اون سه فرمانده رو به خودمون دیدیم - لذت نداشت، با اون بچه های بسیجی شاد و باحال، که خداییش همشون برعکس من بی ریا بودن. هزار میز ریاست اون یکی که جمله ی جدیدی برام بود و هر بار به ترجمش فکر می کردم و البته بدون اعراب نوشته شده، این بود: هذا لِمَن یَموتُ کَثیر میگم: یعنی چی استاد؟ این، برای «کسی که می میرد» زیاد است... مطلب مرتبط: لبخند تو را، چند صباحی است ندیدم...
کلیدواژه ها:
اساتید(8)|
:: به تاریخ جمعه 91/5/27 ساعت 7:23 عصر
Carelessness, causes people to think wrong about you... ترم اول که بودیم، استاد زبان انگلیسی ما استاد تفضّلی بود. روش خوبی تو تدریس داشت و خیلی از بچه ها رو به زبان علاقه مند کرد. یکی از کارایی که تو کلاس رایج بود، این بود که بچه ها، مطلب کوتاهی (سوره ای از قرآن مجید، شعر، یا هر مطلب دیگه ای) رو به زبان انگلیسی می آوردن و اول جلسه روی تخته می نوشتن، بعد هم همگی روی موضوع اون بحث می کردیم. گاهی وقتا هم خود استاد چیزی می نوشت، مثلاً همین جمله ای که بالا نوشتم. بگذریم... قصدم از نوشتن این جمله این بود که بگم: هر وقت تو کاری سهل انگاری می کنم و باعث میشم دیگران در مورد من به خطا بیفتن، یاد این جمله میفتم. باورتون نمیشه: «همیشه» بی دقتی ِ شما باعث می شود دیگران در مورد شما اشتباه فکر کنند! :: به تاریخ پنج شنبه 90/12/18 ساعت 12:1 صبح
:: به تاریخ دوشنبه 90/12/15 ساعت 10:43 صبح
امروز داشتم کلاسای «زبان قرآن» استاد دکتر علمی عزیز رو - که قبلاً یعنی سال 89 با گوشیم ضبط کرده بودم - مرور می کردم. خاطرات شیرینی دوباره مرور شد؛ شور تعلیم استاد، مطالبی که با زبان شیرین ایشون بیان می شد، از طرف دیگه، صدای خنده های آرش قرایی، شیرین زبونیای رضا احمدی و... و خیلی چیزایی که دیگه تکرار شدنی نیست، دوره ی کارشناسی هیچ وقت تکرار نمیشه. این شعر هم تقدیم به دکتر علمی عزیز: تنت به ناز طبیبان، نیازمند مبــــــــــــــــاد :: به تاریخ سه شنبه 90/11/18 ساعت 8:0 صبح
دیروز نه دی بود و این پیامک رو در جواب پیامکی که برای استاد علمی فرستادم دریافت کردم. البته چون اون لحظه تو اتوبوس قم-تهران بودم (با جواد نصیری) و تا شب هم فرصت نشد، الان اینو توی وبلاگ میذارم: زیر علَم غـــــــــــریبه رؤیت نشدیم
کلیدواژه ها:
اساتید(8)|
:: به تاریخ شنبه 90/10/10 ساعت 1:56 عصر
|
||
[ طراحی قالب اصلی : روزگذر ] [ Weblog Original Themes By : roozgozar ] [ ویرایش قالب : رفقا ] |