سفارش تبلیغ
صبا ویژن
حدیث

[ و فرمود : ] بزرگتر توانگرى نومیدى است از آنچه در دست مردم است . [نهج البلاغه]

وبلاگ رضویّون


آخرین عناوین:
رفقا در فضای مجازی
وب سایت مذهبی، فرهنگی، آموزشی میثاق
عشق مشعلدار
حقوق جزا و جرم شناسی
رایة الهدی
دارالقرآن الکریم فولادشهر
خوشتر از نقش تو در عالم تصویر نبود
پاسخ به پرسشهای رایانه ای


کانون دانش آموختگان دانشکده تربیت مدرس قرآن مشهددرباره ماتماس با ماخبرخوانپیام رسانعناوین وبلاگصفحه اصلی

12نکته اخلاقی از رجبعلی خیاط را در ادامه می خوانید  :  

 

نکته1- اگر ما به قدر ترسیدن از یک عقرب، از عِقاب خدا بترسیم، عالَم اصلاح می شود  .

 

نکته2- تو برای خدا باش، خدا و همه ملائکه اش برای تو خواهند بود. «مَن کانَ لله، کان الله لَه

 

نکته3- سعی کنید صفات خدایی در شما زنده شود؛ خداوند کریم است، شما هم کریم باشید. رحیم است، رحیم باشید. ستاّر است، ستار باشید  ...

 

نکته4- دل جای خداست، صاحب این خانه خداست. آن را اجاره ندهید  .

 

نکته5- کار را فقط برای رضای خدا انجام دهید، نه برای ثواب یا ترس از جهنّم  .

 

نکته6- اگر انسان علاقه ای به غیر خدا نداشته باشد، نفس و شیطان زورشان به او نمی رسد.

 

نکته7- اگر کسی برای خدا کار کند، چشم دلش باز می شود.

 

نکته8 - اگر مواظب دلتان باشید و غیر خدا را در آن راه ندهید، آنچه را دیگران نمی بینند شما می بینید. و آنچه دیگران نمی شنوند، شما می شنوید.

 

نکته9- هرکاری می کنید نگویید: من کردم، بگویید: «لطف خداست». همه را از خدا بدانید.

 

نکته10- نفس امّاره را مهار کنید و با آن مخالفت کنید.

 

نکته11- به سادات احترام بگذارید، و آنان را در هر مرتبه و منزلتی هستند گرامی بدارید.

 

نکته12- انسان هرقدر به دستورات پروردگار عمل کند، به همان اندازه به خدا نزدیک می شود.


کلیدواژه ها:
:: به تاریخ سه شنبه 91/6/21 ساعت 11:40 صبح

دیده     خونبار     زدردیسست   که در جان داریم  * که همان نیز از این دیده گریان داریم

این همه گریه و زاری نیامد توفیق ازهمین شکوه ی بسیار به یزدان داریم

خسرو و بیژن و فرهاد همی تا مجنون* غم اینها همه یک جا، سر چشمان داریم

بیستون کندن فرهاد به امید وصال  * کم زدردیست که ما از غم هجران داریم

چون که شد بخت مرا تیره و آن اشک یقین *  تا سری هست همان هم به گریبان داریم

خوش، جوانی که گذر کرد همان سال نخست  *  پس از آن دیده به راه و سوی جانان داریم

رأس آن کاخ خیالی که رسد تا گردون *  نه اساسیست، نه بنیان که به پنهان داریم

وصف درد از غم هجران نتوان کرد بسی   * که از آن آرزوی مرگ، فراوان داریم

همچو مجنون عدم از رخ لیلی رویی  * تا ابد رو سوی این خاک بیابان داریم

از غم یار نشد مرگ مرا حاصل حیف *  گر چه این نیست تن زنده که الان داریم

 ما ندیدیم رخ ماه روی خود به جهان از سر عشق ولیکن به تو ایمان داریم

ح.ر


کلیدواژه ها:
:: به تاریخ دوشنبه 91/6/20 ساعت 6:13 عصر

فدای رفیق

پ. ن: عکس پس زمینه مربوطه به اردوی اخلمد سال 89. رو تصویر کلیک کنید تا اندازه اصلی رو ببینید.


کلیدواژه ها: عکس(27)| مسعود(4)|
:: به تاریخ یکشنبه 91/6/19 ساعت 6:28 عصر

بابا ما یادمون رفت به این به این آقایون (آنتی) سلام کنیم آقا جان ما مخلص همتون هستیم چاکر نوکر بدبخت زمین خورده نمک پرورده همتون مخصوصاً  آقای مدیر محترم و عزیزشون وحید آقای رستمی که بالای سر من با چماق وایستادن دارن مارو نوازش میفرمان و به زور وادار به نوشتن این مطالب میکنن

همه چیز بیست بیست اینجا

فقط خودکار قرمز نیست اینجا

به قول خودش رعد و برق(بوووووووووق)تیم 

 


کلیدواژه ها:
:: به تاریخ یکشنبه 91/6/19 ساعت 4:52 عصر

دست من گیر
 که این دست
 همان است که من
 سال ها از غم هجران تو بر سر زده ام...


چند وقت پیش که حاج حسین عزیز به مدینه مشرف شده بود، دلمون هوای مدینه رو داشت، حالا هم که سجاد عزیز راهی کربلا شده، هوای کربلا گرفته ایم...
اولّش، یعنی همش از روز تولد حضرت زهرا سلام الله علیها شروع شد، همون روزی که من مجری برنامه بودم، برنامه که تموم شد اومدم پایین دفتر بسیج دیدم حاج حسین داره با یه بنده خدایی صحبت میکنه، تا منو دیدن حاجی با صدای بلند و شور و هیجان خاصّی منو صدا زد... خلاصه مشخص شد ایشون از طرف دانشگاه فردوسی اومدن و برای فعالیت های قرآنیشون نیاز به همکاری دارن... سر صحبت باز شد از این طرف و اون طرف، تا اینکه ایشون که اسمشون آقای قمشه ای بود، گفتند که برای نیمه شعبان زائر میبرن کربلا، این حرف همانا و پاپیچ شدن منو و حاج حسین همانا که هر طور شده بایست ما رو هم ببری...
خلاصه از اون انکار و از ما اصرار تا اینکه قبول کرد پیگیری کنه ببینه اگه کسی انصراف داده ما رو جایگزین کنن....
نمیدونم وقتی بخوان کسی رو دعوت کنن... نمیدونم چی میشه...
حدود نیمه ماه تیر بود که همزمان بود با روزای اول ماه شعبان، حدود سه یا چهار روز از شروع زندگی مشترکم گذشته بود...، که ما راهی سرزمین بلا شدیم...
منو و محمدرضا و جواد، حاج حسین متاسفانه از قافله ی ما جا موند...
حرکتمون از دانشگاه تهران بود... اتوبوس ما شماره ی 5 بود، شاید به نیت 5 تن آل عبا علیهم السلام، و شماره ی من تو لیست مانیفست 3 بود، شاید به نیت....
پس از آشنایی با مسئول اتوبوس، من شدم تدارکات اتوبوس...
یادش بخیر... خیلی لحظات شیرینی بود... همه جوون... همه عاشق...
نمیشه همه ی سفر رو شرح داد ولی شاید بشه چند تا از اون مطلب قشنگارو بیان کنم، مثلا یادمه توی مرز مهران خیلی معطل شدیم، دلیلش هم معلوم نبود، یه ربطی به عراقیا داشت، هوا هم خیلی گرم بود، در اوج گرما، ساعت حدود 1 یا 2، ناگهان دیدیم صدای بچه های کاروان فضا رو پر کرد. همه جمع شدن، مجلس روضه و سخنرانی و گریه و سینه زنی و ...
600 تا دانشجو با یک صدا و نظم خاصی در حال عزاداری...
آخر هم دعا کردیم، شاید لحظاتی نگذشت که مرز باز شد و ما از مرز عبور کردیم...


کلیدواژه ها: خاطره(55)| کربلا(4)|
:: به تاریخ شنبه 91/6/18 ساعت 1:2 عصر

سلام و درود خدا بر تمام شیخای دانشکده مخصوصاً اون باحالشون داداشا از همتون مممنونم بخاطر تمام کمک هایی که کردید و زحمت هایی که کشیدید

 به تمام قبولشده های کنکور تبریک میگم مخصوصاً شیخای خوب و با صفا

سجاد گریه نکن از تو هم تشکر میکنم!!!


کلیدواژه ها:
:: به تاریخ جمعه 91/6/17 ساعت 9:11 عصر

یکشنبه،4تیرماه امسال،صحن قدس حرم امام رضا(ع) با بچه های دانشگاه اصفهان جمع شدیم و جلسه ای مختصر داشتیم.ایام ولادت امام حسین(ع) و روز میلاد حضرت عباس(ع) و شب میلاد امام سجاد(ع)بود. جای همه شما دوستان خالی بود. دوستم محمدرضا(بچه اراک دانشجوی مهندسی پزشکی و خلاصه  همشهری مدیرمون و  مثل مدیرمون و بقیه شیخا خیلی با صفا)گفت:سجاد بپرس ببین این دوستان کربلا نمی برن؟زیاد مایل نبودم(دردسرمجوزخروج و ...قرعه کشی و...نداشتن لیاقت و...)اما بازم خوشحال شدم و پرسیدیم. مسئول بچه هاگفت برید دانشگاه نهادرهبری پیش آقای فلانی بگید از بچه های مجموعه امام رضا هستیم اسممون را برای کربلا بنویسید.

فقط یه چیزی به من و محمدرضاگفت: هر کسی که کربلا میره از حرم رضا(ع)میره. من که به خاطر روسیاهیم امیدی نداشتم اما به محمدرضا گفتم شما دلت پاکه کارتم درسته از امام رضا بخواه برای منم بخواه.

خلاصه برگشتیم و رفتم پرسیدم گفتندتاریخ چندم میخواید بریدما خودمون کارای مجوزتون را انجام میدیم شما فقط تعهد بدین و....خلاصه به لطف امام رضا و ائمه(ع) و دعای والدین و دوستان جور شد. 

*اول از همه میخوام بگم امام رضاممنونتم آقا جون.(نمیدونم با این همه روسیاهی و بدی چه طور.....)

**واما مهم تر از هرچیز:از همه شیخا،آنتی شیخا،دوستان عزیز و گرامیم حلالیت می طلبم، می دونم از من خیلی بدی و بدرفتاری دیدین حلالم کنید.آقای مدیر به شما زیاد زحمت دادیم.از آقای فرخنده نژاد عزیز (که واقعا برامون برادری کردن)و برخی مسئولین دانشکده هم که زیاد بهشون زحمت دادم و اذیتشون کردم حلالیت می طلبم.{گفتم که روسیاهم و پروندم سنگینه}

*دارم میرم به کربلا بشم کبوتر حرم،منم به آرزوم رسیدم
*دارم میرم به کربلا آب بریزید پشت سرم،منم به آرزوم رسیدم
*دارم میرم به کربلا من با دعای مادرم،منم به آرزوم رسیدم

*انشالله دو سه روز دیگه به همراه آقا محمدرضا و پیمان عزیز(از دوستان باصفا)عازم عتبات و زیارت شش امام عزیز هستیم. قابل باشم به یاد همه دوستان خواهم بود.حلال کنید.انشاالله شما هم به آرزوهاتون برسید.
 

**ای خدا حب علی اهل تمنا را بس*از دودنیای تو ایوان نجف ما را بس  

 *پیشنهاد می کنم در مورد کربلا  لینک زیر را مشاهده و مطالعه کنید.بسیار زیباست.گل تقدیم شما

                                                               *عالم از چهارعنصر تشکیل شده*

 

 


کلیدواژه ها:
:: به تاریخ پنج شنبه 91/6/16 ساعت 12:48 صبح

سلام بر دوستان شیوخ، من هم به نوبه خود به شیوخ تازه ورود ارشد تبریک میگویم و برایتان دعا می کنم و ان شاء الله در تمام مراحل زندگی موفق باشید.

 یادم است یک روز در خوابگاه با یکی از دوستان بحث می کردم، ایشان می گفت: من چشم زخم را قبول ندارم، اصلاً چنین چیزی واقعیت ندارد. دوستان عزیز می خواهم حدیثی را از نهج البلاغه که درباه چشم زخم است برایتان نقل کنم. در این حدیث آمده است که، چشم زخم حقیقت دارد استفاده از نیروهای مرموز طبیعت حقیقت دارد. سحر و جادو وجود دارد، و فال نیک راست است، و رویداد بد را بدشگون دانستن، درست نیست. بوی خوش درمان و نشاط آور، عسل درمان کننده و نشاط آور، سواری بهبود آور است، و نگاه به سبزه زار درمان کننده و نشاط آور است. (حکمت 400)    

چشم زخم علاوه بر حدیث، مویدهای قرآنی نیز دارد. مثلاً در سوره یوسف (آیه 67) آن جا که حضرت یعقوب به فرزندانش که عازم مصر بودند فرمود: اى پسران من، از یک دروازه داخل مشوید از دروازه‏هاى مختلف داخل شوید. و من قضاى خدا را از سر شما دفع نتوانم کرد و هیچ فرمانى جز فرمان خدا نیست. بر او توکل کردم و توکل کنندگان بر او توکل کنند.

علاوه بر این آیه، دو سوره فلق و ناس به اسم معوذتین معروفند. یعنی برای چشم زخم باید از این دو سوره استفاده کرد، چنان که پیامبر برای حسنین این کار را کرد.  

  

 


کلیدواژه ها:
:: به تاریخ چهارشنبه 91/6/15 ساعت 8:20 عصر

با سلام خدمت دوستان عزیزم

از همتون ممنونم بویژه از شیخ کربلائی سجادعزیزم دوباره شرمندم کردین

مثل اینکه لیاقت نداشتم دوسال دیگه مشهد بمونم ولی بازم خدارو صدهزار مرتبه شکر

خوشحالم که دوسال دیگه می خوام در کنار مهران عزیز در شهر مادریم ارشد رو ادامه بدم

از کربلائی سجاد خیلی خیلی ممنونم امیدوارم در زندگیش همیشه شاد شاد باشه

موفقیت بقیه دوستانمو بویژه جواد، حسین، وحید و بقیه عزیزانمو به همشون تبریک عرض می کنم

از این به بعد بجای اینکه برم حرم میرم سی و سه پل..... بجای اینکه زائر آقا ببینم همش چیز بهشتی میبینم

آخ جون. البته این چیزا برا من و مهران که ایمانمون قویه چیزی نیست. آخ جون چه شود....

همتونو دوست دارم.......


کلیدواژه ها:
:: به تاریخ چهارشنبه 91/6/15 ساعت 11:13 صبح

 

آیت الله حاج میرزا علی علمی اردبیلی از مدرسین برجسته درس خارج فقه و اصول و فلسفه حوزه علمیه مشهد بودند که متأسفانه در پی سکته مغزی در سن 71 سالگی دار فانی را وداع گفت .
ایشان فرزند فقیه فقید آیت الله شیخ محمد علمی اردبیلی ، و از شاگردان برجسته آیات عظام امام خمینی ، خوئی ، میلانی و شهید صدر بود که تالیفات متعددی در زمینه های مختلف فقهی، اصولی و فلسفی از او منتشر شده است .
 آیت الله علی علمی اردبیلی در سال 1320شمسی در خانواده ای اهل علم در شهر قم به دنیا آمد و تحت سرپرستی و تربیت پدرش آیت الله شیخ محمد علمی اردبیلی (ره) وارد حوزه علمیه شد.
ایشان در حوزه علمیه قم از محضر اساتید برجسته ای چون مرحوم مدرس افغانی تلمذ نمود و جهت تکمیل تحصیلات عالیه به نجف اشرف عزیمت کرد و سطوح عالیه را نزد علمایی همچون آیات حاج شیخ مجتبی لنکرانی ، حاج سید محمد شاهرودی و مرحوم والد خود فراگرفت .وی سالیان متمادی در دروس خارج فقه و اصول آیات عظام امام خمینی ، خوئی ، میلانی و شهید صدر شرکت کرد و به مراتب والای علمی دست یافت .  

آیت الله علمی اردبیلی پس از سال ها تلاش علمی به همراه والد خود به ایران بازگشت و به تدریس در حوزه علمیه مشهد از دروس سطح تا درس خارج فقه و اصول و فلسفه مشغول شد .
 درس خارج فقه و اصول و فلسفه این استاد برجسته سالیان متمادی در مدرسه آیت الله خوئی مشهد و در منزل ایشان برگزار می‌شد و همواره جمعی از طلاب و روحانیون از محضرش استفاده می‌کردند .
 ایشان در بسیاری از محافل علمی و برخی دانشگاه ها نیز فعالیت داشت و از ممتحنین درس خارج حوزه علمیه مشهد بود .
 
وی تالیفات متعددی را از خود به یادگار گذاشت که بسیاری از آنها به چاپ رسیده است. دلیل الفقه (در 4 جلد)، فرهنگ فلسفه، مقدمه ای بر اقتصاد، نگرشی بر خطوط کلی مارکسیسم، منطق برای همه، الهدایه الی اسرار البدایه و شرح نهایه الحکمه از جمله آثار علمی ایشان است.
 
 لازم به ذکر است: آیت الله علمی اردبیلی از چند هفته پیش بر اثر سکته مغزی در یکی از بیمارستان های مشهد بستری شده بود تا اینکه سرانجام چهارشنبه  هشتم شهریورماه سال جاری دار فانی را وداع گفت .
 
خاطرنشان می شود پیکر این عالم ربانی در جوار مضجع منور حضرت علی ابن موسی الرضا(علیه السلام)  (صحن جمهوری) به خاک سپرده شد.
(منبع:خبرگزاری حوزه) 
*روحش شاد و یادش گرامی باد.شادی روحشان صلوات.
*برای استاد عزیزمون دکتر محمدصادق علمی برادر بزرگوار ایشان هم آرزوی سلامتی و طول عمر با عزت داریم. 

 


کلیدواژه ها:
:: به تاریخ دوشنبه 91/6/13 ساعت 11:15 عصر
<   1   2   3   4   >  
رفقا [دات] آی آر
رفقا دات آی آر

امام علی علیه السلام: در گمراهی فرد همین بس که مردم را به چیزی امر کند که خود آن را به جا نمی آورد و از چیزی باز دارد که خود آن را ترک نمی کند.

«رفقا» وبلاگی است دوستانه، برای دور هم نگه داشتن دوستان صمیمیِ قدیمی. باشد که یکدیگر را «تا بهشت» همراهی کنیم... ان شاء الله.

تصویر برگزیده
تصویر برگزیده
ویژه ها
دفتر حفظ و نشر آثار امام خامنه ای

بیان معنوی - دفتر نشر آثار و اندیشه های حجة الاسلام علیرضا پناهیان

اسلام کوئست

سایت جامع فرهنگی مذهبی شهید آوینی Aviny.com

موسسه فرهنگی بیان هدایت نور

طرحی برای فردا

جامعه مجازی تدبر در قرآن کریم

خبرگزاری دانشجو
موسیقی وبلاگ
آمار وبلاگ
بازدید امروز 250 بار
بازدید دیروز 428 بار
مجموع بازدیدها 1160213 بار

تعداد مطالب وبلاگ 300 تا