پارسي نامه
مجله الکترونيکي اعضاي پارسي بلاگ
مطالب اين مجله توسط دبيران منتخب از بين وبلاگ نويسان پارسی بلاگ، برگزيده مي شود

  سِحر برف (داستان کوتاه)
با ماشين به يک دوراهي رسيديم که جليلي گفت از راست برو و راننده گفت راهش از چپ هست. حرف حرفِ راننده شد و ما از چپ رفتيم برف دوباره با توحش خاصي به باريدن رو آورده بود و چشم چشم را نميديد. خيلي آهسته ميرفتيم تا ماشين جايي گير نکند قرار بود ساعت 12 توي آخرين مدرسه باشيم. ماشين ايستاد راننده به سرش زد آقا بيچاره شديم! جليلي: چي شد؟ راننده: بنزين تموم شد!
  دل تنگ
گاهي براي خنــده دلم تنگ مي شود/ مانند يک پرنده دلم تنگ مي شود/ چون پوپکي که در قفس از دست مي رود/ با بال هاي کنده دلم تنگ مي شود/ وقتي که باورم شده با خاطرات يار/ بايد کنم بسنده دلم تنگ مي شود/ آن صيد بسملم که به چشمان اشکبار/ در خون خود تپنده دلم تنگ مي شود.
  جواب لن تراني
همه عمر گشته ام من كه بجويمت نشاني/ ز فراق روي ماهت به تنم نمانده جاني/ به هزار شوق و اميد «ارني» بخواندم اما/ تو دل مرا شكستي به جواب لن تراني/ به مناره مساجد چو اذان عشق گويم/ به خدا تو را بخوانم كه تو معني اذاني/ شده موي من سپيد و به تنم نمانده طاقت/ كه گذشت در فراقت همه دوره ي جواني.
  تاملي در رفتار مامون با امام رضا عليه السلام
مامون امام را مي خواست اما بيشتر از امام خود وحکومت وقدرتش را مي خواست لذا امام را به نماز فرستاد اما وقتي احساس خطر براي خود وموقعيتش نمود اورا بازگرداند او مجلس علمي براي بيان عظمت امام ترتيب داد اما بعد اورا به شهادت رساند چون عظمت امام را ذيل خود وقدرت خود مي خواست ووقتي حس کرد اين عظمت فراتر از وجود او و قدرتش تعريف ومتتشر مي شود....
  اربعين نوشت
اربعين، مجمع جهاني مردهاي زمان است. اگر چندتا پاره‌سنگ هم -مثل من- کف دريا ته‌نشين شود، چيزي از زيبايي دريا کم نمي‌کند. من اينجا آدم‌هايي را ديدم که باورم نمي‌شد در اين زمانه هنوز موجود باشند. مردهايي را ديدم که خيال مي‌کردم نسلشان منقرض شده. ما هم ميان زلالي اين دريا، بُر خورديم ولي چيزي از زيبايي آن کم نشد.
By: ParsiBlog.com ® Team © 2003