سفارش تبلیغ
صبا
حدیث

[ و به پسر خود محمد بن حنفیه فرمود : ] پسرکم از درویشى بر تو ترسانم . پس ، از آن به خدا پناه بر که درویشى دین را زیان دارد و خرد را سرگردان کند و دشمنى پدید آرد . [نهج البلاغه]

وبلاگ رضویّون


آخرین عناوین:
رفقا در فضای مجازی
وب سایت مذهبی، فرهنگی، آموزشی میثاق
عشق مشعلدار
حقوق جزا و جرم شناسی
رایة الهدی
دارالقرآن الکریم فولادشهر
خوشتر از نقش تو در عالم تصویر نبود
پاسخ به پرسشهای رایانه ای


کانون دانش آموختگان دانشکده تربیت مدرس قرآن مشهددرباره ماتماس با ماخبرخوانپیام رسانعناوین وبلاگصفحه اصلی

وبلاگ گروهی «شیخا»

آقا یه مقدار رنگ و روی وبلاگو تغییر دادم. اون حدیث بالا رو اضافه کردم؛ حتماً بخونید، (ان شاء الله که این وبلاگ وسیله ای باشه برای ادامه دادن دوستی های خوبمون) این بالا هم «درباره ی وبلاگ» شده «درباره ی شیخا»! پایین عکسای نویسنده ها هم که برید. نوشته «بیشتر بدانید»!!! قصد دارم لینک مطلبایی که خودمون نوشتیم درباره ی «شیخا» رو بذارم. پس بیزحمت لینک مطالبی قبلاً در این موضوع نوشتید و تو وبلاگ گذاشتید، برام بفرستید تا اونجا بذارم. به نظرم مفید و بلکه لازمه. البته قابل توجه این که از وبلاگای دیگه هم همچین مطلبی پذیرفته میشه (خوشتر آن باشد که سرّ دلبران/گفته آید در حدیث دیگران!!!). از هرگونه مطلب درباره معرفی این جمع دوستانه، شدیداً استقبال میشه.


کلیدواژه ها: وبلاگ نویسی(1)|
:: به تاریخ پنج شنبه 92/5/31 ساعت 4:3 عصر

ای کاش که یک دانه تسبیح تو بودم
تا دست کشی بر سر سودا زده من 


کلیدواژه ها: انتظار(16)|
:: به تاریخ چهارشنبه 92/5/30 ساعت 10:26 عصر

خاطره ی یک توطئه

معمولاً بچه ها گوشی که میخریدن، اگه سؤالی داشتن یا مشکلی برای گوشیشون پیش میومد، میومدن پیش من. منم با ور رفتن با گوشیا، هم مشکل اونا رو حل میکردم و هم یه چیزایی یاد میگرفتم.
یادم میاد اوایل کارشناسی بود. احمدم تازه گوشی خریده بود. یه روز که داشتم با گوشیش کار میکردم، متوجه یه قابلیتی تو این گوشی شدم...
نمیدونم پیشنهادشو صادق داد یا من با صادق در میون گذاشتم؛ قرار شد من فردا گوشی رو طوری تنظیم کنم که در ظاهر به نظر برسه سایلنته ولی در اصل اینطوری نباشه؛ و یه آهنگ از قبل مشخص شده رو روش بذارم...
کلاس شروع شد، بچه ها حاضر بودن و استادم اومد... چند دقیقه بعدش صادق اومد تو (صادق با ما همورودی بود اما همکلاسی نبود؛ خلاصه اومد سر کلاس!) و بعد از این که گوشی تنظیم شده رو به احمد داد یه جا گرفت نشست... حالا نوبت من بود که به گوشی احمد زنگ بزنم... شماره رو گرفتم و منتظر شنیدن صدا شدم... گوشی زنگ خورد... صداشم این بود: بشنوید!
بیچاره احمد؛ کلّی خجالت کشید و همینطور با عجله گوشی رو درآورد و قطعش کرد... و ماجرای این توطئه همونطور که برنامه ریزی شده بود، به اجرا درومد!
استادم البته خیلی به روی خودش نیاورد و کلاسو ادامه داد.
این بود خاطره ی یک توطئه...

__________
* دیدم امروز امریکا بعد از 60 سال اسنادِ دست داشتنش تو کودتای ضدّ مردمیِ 28 مرداد رو منتشر کرده، گفتم منم بعد از حدود 5 سال یکی از اسناد «تقریباً طبقه بندی شده»ی ضدّ بشری! رو منتشر کنم!!!


کلیدواژه ها: خاطره(55)|
:: به تاریخ دوشنبه 92/5/28 ساعت 10:5 عصر

مرحوم فشندی تهرانی می گوید:

«در مسجد جمکران اعمال را به جا آورده ،به همراه همسرم بر می گشتم .در راه ،آقایی نورانی را دیدم که داخل صحن شده ،قصد دارند به طرف مسجد بروند.

با خود گفتم :این سید در این هوای گرم تابستان تازه از راه رسیده و [حتماً]تشنه است.به طرف سید رفتم و ظرف آبی را به ایشان تعارف کردم . [سید ظرف آب را گرفت و نوشید ]و ظرف آن را برگرداند در این حال عرضه داشتم :آقا شما دعا کنید و فرج امام زمان را از خدا بخواهید تا امر فرج ایشان نزدیک شود!

آقا فرمودند :«شیعیان ما به اندازه آب خوردنی ،ما را نمی خواهند.
اگر بخواهند ،دعا می کنند و فرج ما می رسد».

این سخن را فرمود و تا نگاه کردم کسی را ندیدم. فهمیدم که وجود اقدس امام زمان (عجل الله تعالی فرجه)را زیارت کرده ام و حضرتش ،امر به دعا کرده است»

 

چه موقع هایی به آقا فکر میکنیم؟؟ به امام زمانمان

  فقط تو دعای بین نمازا... یا دائما به یادشیم


کلیدواژه ها: انتظار(16)|
:: به تاریخ دوشنبه 92/5/28 ساعت 11:50 صبح

دعوتم کن تا پای ضریحت بغض بشکنم


کلیدواژه ها: دلتنگی(2)|
:: به تاریخ جمعه 92/5/25 ساعت 5:53 عصر

یک چیــــزهایی ،

یک حس‌ هایی ،

یک آدم‌ هــایی !

یک وقت‌ هایی ....


یک‌ ثانیه‌ هایی ،

...در زندگی گُــــم می‌کنی ،

و هیچ وقتِ دیگر هم پیدایشان نمی‌کنی !

هیچ وقتِ دیگـــــر ... !

داداش سجاد و داداش محمد دوستون دارم...


کلیدواژه ها:
:: به تاریخ پنج شنبه 92/5/24 ساعت 3:47 عصر

برادر عزیزم، آقا محمد لسانی، از طرف همه شیخا، خصوصا مدیر عزیزمون،گل تقدیم شما پیوند ازدواجتانگل تقدیم شما را صمیمانه تبریک عرض می کنیم و برایتان خوشبختی و سعادت و موفقیت درسایه قرآن و ائمه اطهار(علیهم السلام) را آرزومندیم.

این متن زیبا از طرف همه شیخا  تقدیمتان باد:

ازدواج شما، پیوند دو قلبی است
که جهان را یارای گسستن آن نیست

شما برای هم آفریده شده اید
هر کدامتان برای دیگری،‌ گنجی است

دست در دست یکدیگر با عشق و امید
مبارک باشد این خوشبختی و روزهای سپید

با هزاران شاخه گل رز، این عشق بر شما تبریک.

همه با هم:آفرینگل تقدیم شما

 


کلیدواژه ها: تبریک ازدواج(15)|
:: به تاریخ جمعه 92/5/18 ساعت 2:5 عصر

تنفیذ حکم ریاست جمهوری دکتر حسن روحانی


کلیدواژه ها: سیاست(3)|
:: به تاریخ شنبه 92/5/12 ساعت 10:16 عصر

شب قدر است و من قدری ندارم
چه سازم توشه قبری ندارم

خدایا آرزویم بی صدا مرگ است!
رسان مرگم اگر چه هیچ چیزی ندارم.../



کلیدواژه ها:
:: به تاریخ دوشنبه 92/5/7 ساعت 4:58 عصر

در هیاهوی زندگی امروز انگار بسیاری از واژه ها، دیگر رنگ باخته . برادری، شرف، بزرگواری ... گویی به زمان دیگری تعلق دارند. به زمانی که پدری درعین بی نیازی، می پرسد آنچه را که می داند و پسر می گوید با آنکه می داند پدر بی نیاز است از شنیدن آن، تا که شاید زمانی دیگر خسته ای چون من، تو، ما، بیگانگی خویش را با این کلمات بشکند ...

*امیر المومنین علیه السلام : فرزندم درستی چیست ؟
حسن بن علی علیه السلام: پدر، درستی، از میان برداشتن بدی ها بوسیله ی نیکی هاست .

*شرف چیست ؟
نیکی کردن به خویشاوندان و تحمل بدی ایشان .

*جوانمردی چیست ؟
پاکدامن بودن ...

 *پستی چیست ؟
به چیزهای خرد نظر داشتن و از اندک چیزی دریغ ورزیدن .

 *کرم چیست ؟
بخشیدن قبل از خواستن ...

 *فرومایگی چیست ؟
راحت خود را خواستن و به همسر بی اعتنایی کردن .

 *جود چیست ؟
بذل و بخشش در حال تنگ دستی و توانگری.

 *بخل چیست ؟
آنچه که داری را شرافت(خود) پبنداری و آنچه که انفاق می کنی را  تلف شده بدانی.

*برادری چیست ؟
وفاداری در سختی و آسایش.

 *ترس چیست ؟
دلیری بر دوست و گریز از دشمن .

 *غنیمت چیست ؟
گرایش به تقوی و پارسایی در دنیا ، که نیکو غنیمتی است .

 *بردباری چیست ؟
خشم را فرو خوردن و خویشتن دار بودن .

*بی نیازی چیست ؟
دلخوش بودن به قسمت الهی ، اگر چه اندک باشد ...

 *فقر چیست ؟
حریص بودن بر هر چیزی ...

 *ذلت چیست ؟
وحشت از حقیقت و راستی ...

 *رنج بیهوده چیست ؟
سخن گفتن در باره ی چیزی که به دردت نمی خورد  .

*بزرگواری چیست ؟
در عین تنگدستی بخشیدن و گذشت از بدی ها   .

*خردمندی چیست ؟
حفظ آن چیزی که به تو سپرده شده ...

*بلند مرتبگی چیست ؟
انجام زیبایی ها و دوری از زشتی ها .

*دوراندیشی چیست ؟
بسیار بردبار و بودن و با نزدیکان با نرمی رفتار کردن .

* سفاهت چیست ؟
پیروی از فرو مایگان و همنشینی با گمراهان ...

* محرومیت چیست ؟
از دست دادن بهره ای که به تو داده شده است ...

* نادانی چیست ؟
شتاب در دستیابی به فرصت ها قبل از اینکه امکان پذیر باشد و نیز خودداری از پاسخ گویی(نسبت به آنچه می دانی) و چه نیکو یاوری است سکوت در بسیاری از مواقع،  هر چند که سخنور باشی.(تحف العقول؛ صفحه 225)(منبع:سایت آوینی)

*میلاد بر شما و خانواده مبارک باد.گل تقدیم شما


کلیدواژه ها:
:: به تاریخ چهارشنبه 92/5/2 ساعت 11:34 صبح
رفقا [دات] آی آر
رفقا دات آی آر

امام علی علیه السلام: در گمراهی فرد همین بس که مردم را به چیزی امر کند که خود آن را به جا نمی آورد و از چیزی باز دارد که خود آن را ترک نمی کند.

«رفقا» وبلاگی است دوستانه، برای دور هم نگه داشتن دوستان صمیمیِ قدیمی. باشد که یکدیگر را «تا بهشت» همراهی کنیم... ان شاء الله.

تصویر برگزیده
تصویر برگزیده
ویژه ها
دفتر حفظ و نشر آثار امام خامنه ای

بیان معنوی - دفتر نشر آثار و اندیشه های حجة الاسلام علیرضا پناهیان

اسلام کوئست

سایت جامع فرهنگی مذهبی شهید آوینی Aviny.com

موسسه فرهنگی بیان هدایت نور

طرحی برای فردا

جامعه مجازی تدبر در قرآن کریم

خبرگزاری دانشجو
موسیقی وبلاگ
آمار وبلاگ
بازدید امروز 714 بار
بازدید دیروز 225 بار
مجموع بازدیدها 958322 بار

تعداد مطالب وبلاگ 300 تا