سفارش تبلیغ
صبا ویژن
حدیث

مردم دشمن آنند که نمى‏دانند . [نهج البلاغه]

وبلاگ رضویّون


آخرین عناوین:
رفقا در فضای مجازی
وب سایت مذهبی، فرهنگی، آموزشی میثاق
عشق مشعلدار
حقوق جزا و جرم شناسی
رایة الهدی
دارالقرآن الکریم فولادشهر
خوشتر از نقش تو در عالم تصویر نبود
پاسخ به پرسشهای رایانه ای


کانون دانش آموختگان دانشکده تربیت مدرس قرآن مشهددرباره ماتماس با ماخبرخوانپیام رسانعناوین وبلاگصفحه اصلی

سلااااااام ویژه خدمت همه ....و .....

بنده  با افتخار تمام قبلا دوستان رو برای زیارت و ... دعوت به قم نمودم ....

البته الان هم سر حرفم هستم (ما تبریزیا مهمان دوست هستیم)

ولی با توجه به اینکه دانشکده بدون هماهنگی بنده تصمیمی گرفته که فعلا از دوستان شرمنده ایم...

این تصمیمی که بدون رای بنده گرفتن اینه که تا اطلاع ثانوی کسی حق اوردن مهمان ندارد مگر فامیل درجه یک آنهم یک یا دوشب...

خلاصه یه کمی دعوامون شد..... تا بیشتر از این دلمون براتون تنگ نشده دعا کنید درس بشه.

البته تعجب نکنید از اینکه یه بار هیچ نظارتی ندارن یه بار هم اینجوری محدود می کنن به هر حال اینجا دانشکده علوم قرآنی اوقافه .....

 

خدا همه را به راه راست هدایت نماید.


کلیدواژه ها: شرمنده(1)|
:: به تاریخ یکشنبه 91/8/21 ساعت 9:0 صبح

در قرآن کریم بارها شیطان دشمن انسان و بلکه بزرگترین دششمن انسان شمرده شده است:

لَا تَتَّبِعُواْ خُطُوَاتِ الشَّیْطَانِ إِنَّهُ لَکُمْ عَدُوٌّ مُّبِین‏.(بقره/168)

در روایات وارد شده که ابن ملجم ملعون در ابتدا بسیار محب حضرت علی علیه السلام بود. او قاری و حافظ قرآن بود و معروف به نماز شب های طولانی.......اما چه شد؟ گویند در هنگام برگشت از یکی از جنگها به علی علیه السلام گفت اجازه دهید خبر پیروزی را من به مردم برسانم و امام قبول ننمود و فرمود برای تو مصلحت نیست، اما او اصرار کرد تا اینکه بدون اجازه امام به مردم خبر داد و در این حین مغرور شد...... راه نفوذ شیطان باز شد تااااااااااااااااا رسید به جایی که در مقابل امام استاد و ایشان را به شهادت رساند.

عرض بنده اینجاست که اگر چشم بر گناهان کوچک بسته شود همین ها راه نفوذی برای دشمن بزرگمان شده و بتدریج ما را وسوسه به انجام خطاهای بزر و بزرگتر می نماید......

بنابراین از شیطان و از راههای نفوذ کوچکش و خطاهای کوچک نباید غافل شد و باید از اینها با توسل به ائمه، به خدا پناه برد.

دقت نمایید ابن ملجم با اینکه تا اخر عمرش نماز شب هم می خواند ولی چون در مقابل امام ایستاد عاقبتش بد شد.... وما که این همه گناه می کنیم چرا هنوز عنایات حق تعالی هست........ جوابش بسیار آسان است، چون هر روز یا چند روز یک بار یا لااقل هفته ای یک بار به در خانه معصومین می رویم و از آنها کمک می خواهیم، چون از ولایت و امام هنوز دور نشده ایم و انشاالله نمی شویم، چون با وجود دل سیاهمان هنوز نعمت بزرگ (واقعا بزرگ) محبت ائمه را داریم، ........بیایید بار دیگر از شر وسوسه های شیاطین و از شر نفس سرکش به آغوش امام زمان پناه برده و بگوییم اقا غلط کردیم.... از این به بعد محبت شما را بروز خواهیم داد با اعمال(نیک) و ترک گناه، اگر لغزیدیم دستمان را بگیر که جز شما دستگیری نمی شناسیم... و در آخر بگوییم آقا بیا....

اللهم عجل لولیک الفرج واجعلنا من خیر اعوانه و انصاره و المستشهدین بین یدیه

 


:: به تاریخ شنبه 91/8/20 ساعت 9:59 صبح

حتماً یادتون هست نمازجمعه ی مشهد که میرفتیم، آیت الله علم الهدی همیشه خطبه رو با این مقدمه شرنماز جمعه مشهدوع میکردن:

الحمد لله المتفرّد بالکبریاء، و أشهد أنّه المتوحّد بتدبیر الأرض و السماء.
و أشهد أنّ محمدٍ المبعوث رحمةٌ للوراء، اکمل الاُمناء، و افضل السفراء، و خاتم الانبیاء.
و أشهد أنّ أمیرالمؤمنین علیّ بن أبی طالب و أولاده المعصومین هم المهجة البیضاء، و مُنقِذ البشر من الضلالة و العمی.
اللّهم بلّغ مولانا صاحب الزمان، صلوات الله علیه عن جمیع المؤمنین و المؤمنات فی مشارق الارض و مغاربها، سهلها و جبلها و بَرّها و بحرها - حیّهم و میّتهم - و عنّا و عن والدینا من الصلوات و التحیّات زنة عرش الله و مداد کلماته و منتها رضاه و عدد ما أحصاه کتابه، و أحاط به علمه. اللّهم إنّا نُجَدّد له فی هذا الیوم و فی کل یومٍ عهدًا و عقدًا و بیعة له فی رقابنا. اللّهم کما شرّفتنا بهذا التشریف، و فضّلتنا بهذه الفضیلة، و خصصتَنا بهذه النّعمة، فَصَلّ علی مولانا و سیّدنا صاحب الزمان، و اجعلْنا من انصاره و اعوانه و الذّابّین عنه و المستشهدین بین یدیه - طائعین غیر مکرهین، فی الصفّ الذی نعتَّ أهله فی کتابک و قلت صفًّا کأنهم بنیانٌ مرصوص - علی طاعتک و طاعة رسولک و آله علیهم السلام. اللّهم هذه بیعة له فی أعناقنا إلی یوم القیامة.
عبادَ الله! أوصیکم و أوصی نفسی بتقوی الله...

من که اصلاً به عشق همین میرفتم! خیلی متن قشتگیه. تا اونجا که من دیدم، ترکیبیه از چند متن مثل قرآن و زیارت جامعه کبیره و دعای عهد و... (اگه شما اطلاعات بیشتری دارید حتماً ما رو بی نصیب نذارید.) یه روزم دو تا عرب صف جلوی من نشسته بودن، یکیشون انگار به اون یکی در مورد فارسی بودن خطبه یه چیزی گفت، اون یکی بهش جواب داد و به مقدمه ی عربی خطبه اشاره کرد، مثل این که خیلی خوشش اومده بود.
خلاصه اینم خاطره ی ماندگاریه از روزهای حرم. یادش به خیر - احمد حتماً یادشه - مجتبی هم سعی میکرد با لحن آیت الله علم الهدی تکرار کنه: الحمد لله المتفرّد بالکبریاء...


:: به تاریخ جمعه 91/8/19 ساعت 3:48 عصر

مهرماه 89 بود و برای تفریح جمع شدیم و کلّهم اجمعین رفتیم «اَخلَمَد»، البته در معیّت حاج آقای فرخنده نژاد و آقا سیّد - که هردو اون موقع از کارمندای دانشکده بودن -. جای شما خالی خوش گذشت و باخاطرات خوشی هم برگشتیم. از خاطرات اون موقع این که:
شب که برگشتیم طبق معمول با حسین تصمیم گرفتیم یه چیزی از خودمون تولید کنیم بدیم ملت حالشو ببرن! گفتیم بشینیم یه گزارشک تصویری بنویسیم. نصفه شب بود البته... مینوشتیم و میخندیدیم نصفه شبی. از جمله عکسای انتخابی - که در کل 8 تا بود - همین تصویر بالاس! اینو گذاشتیم و دور کلّه ی آقا سیّدم که در حال میل فرمودن غذا هستن یه دایره ی قرمز کشیدیم. زیر عکسم نوشتیم: «خوش میگذره!» فرداشم رفتیم چسبوندیمش تو برد. بعد از ساعت یا شایدم دقایقی که ملت اومدن و خوندن و البته حالشم بردن، آقای مظاهری اومدن و با اشاره به این عکس توصیه کردن مطلبو برداریم. ما هم البت کمی دلخور شدیم از این برخورد ولی بالأخره برداشتیمش...
چیزی که توی این رفتار به نظرم جالب و ستودنی اومد حمایت آقای مظاهری از همکارش بود؛ وقتی دید ممکنه با این تصویر، آقا سیّد کمی - به اصطلاح ما - «مورد عنایت» قرار بگیره واکنش نشون داد و ازش جلوگیری کرد.
این خاطره همیشه یادم میمونه...


کلیدواژه ها: خاطره(55)| نکته(20)|
:: به تاریخ چهارشنبه 91/8/17 ساعت 10:7 عصر

سلام

 خبر خبر!!!!

داغ داغ همین ده دقیقه پیش!!!

 امرز بعد چند سال فک میکنید کیو دیدم؟!!!!!

.

.

.

.

.

.

.

.

.

در ررن!!!

آقا رسول چشرخ!!!

 وای خدا باورم نمیشد!!!

از در اومدم داخل دیدم تکیه داده به دیوار!!!

اولش کلی نگاهش کردم دیدم خودشه گفتم یا حضرت عباس!!!

 خیلی خوشحال شدم احوال همتون رو پرسید و به همتونم سلام رسوند!!!

 ولی خیلی خجالت کشیدم اولین سوالی که کرد از بسیج دانشکده بود!!!

 آبروم رفت!

 خیلی خجالت کشیدم!!!

 


:: به تاریخ چهارشنبه 91/8/17 ساعت 3:3 عصر

 

بسمه ای تعالی

از: یه بسیجی، یه دل سوخته، یه کسی که خیلی بهش تو هین شده، یکی که خیلی دلش پره و دلسرد شده، وکلاً به نمایندگی از مردم وحدت آباد

به: فرماندهی محترم ناحیه بسیج مقاومت سپاه فریدونشهر جناب سرهنگ رفیعی

موضوع: اعتراض

سلام علیکم

پس از تحیات الهی و با صلوات بر محمد و آل محمد احتراماً به استحضار میرساند که پیرو انتقال زمان و مکان یادواره شهدای اخیر حضرت عالی فرموده بودید که

جواب مردم وحدت آباد به عهده شما  و مجوز انتقال را گرفته بودید. خواهشمند است پاسخ سوالات زیر را بدهید:

1- دلیل اصلی انتقال یادواره از وحدت آباد به فریدونشهر چه بود؟

2- آقای لایجانی 12 آبان به فریدونشهر آمد چرا زمان یادواره که 26 مهر بود را عوض کردید و سخنران قبلی را کنسل کردید و مداح را نیز که مبلغ شش میلیون ریال به

او داده بودید به یک مراسم سوری بردید و شب آسمانی ترین ازدواج و جشن ائمه سینه زنی کردید؟

3- چرا فرموده بودید وحدت آباد امنیت ندارد؟ تا بحال چه اتفاقی در این محله رخ داده بد که چنین استنباطی کردید؟

4- از کدام یک از همسایگان امام زاده مشعلدار پرسیدید که اجازه حضور در خانه هایشان را ندادند؟

5- چرا سخنران یادواره شهدا را یک چهره خاکستری و معلوم الحال انتخاب کردید؟ سکوت ایشان پس از اغتشاشات 88 و قدرت طلبی و ... بر شما و همگان


معلوم بود آیا ایشان از آیت الله مهدوی شایسته تر بودند؟شما بصیرت را در چه میدانید؟ آیا یادواره شهدا و به طور اعم شهرستان را چرا گاه نامزد های


انتخاباتی کردن و آنهم نامزد های این چنین معلوم الحال و سوء استفاده از نام شهدا درست است؟ شما دلیل آمدن ایشان به این منطقه پس از این همه سال را میدانید؟

6- چرا شب عید غدیر یادواره شهدا گرفتید و اقدام به روضه خوانی کردید؟ آیا بهتر نبود یاد واره در جای خود و برای شهدا برگزار می شد و جشن غدیر بجای

خود و لاریجانی سخنران جشن می بود؟

7- به نظر شما چقدر این یادواره خدایی بود و برای شهدا برگزار شد؟ شهدا کجای این یاد واره بودند؟ موضوع سخنرانی لاریجانی چه ربطی به شهدا داشت؟

8- آیا این اقدام شما عامل جدایی و فتنه نبود؟ آیا توهین به مردم وحدت آباد نبود؟ به نظر خودتا تمام دلایلتان واهی نبود؟ شما که توانستید امنیت را زیر کوه و

بیرون از شهر برقرار کنید چگونه نمی توانستید در وسط شهر و در امامزاده ای که از چهار طرف محصور بود برقرار کنید؟ سالن اجتماعات دانشگاه و تمام محوطه


قابل استفاده آن نصف محوطه امامزاده بود راه مواصلاتی آنجا به مراتب خرابتر بود خواهشمند است توضیح دهید.

9- شما خودتان از بچه های وحدت آباد خواستید که این یادواره را برگزار کنند و دست اندر کاران این مراسم را میشناختید کدامیک از ایشان ابراز

نا توانی از اجرای این برنامه کردند که شما فرموده بودید توانایی اجرای چنین برنامه ای را ندارند؟ آیا تاکنون کارهی ایشان را ندیده بودید؟ با هما

هنگی کدامیک اقدام به این کار کردید؟ چرا مخفیانه انجام شد؟

10-شما مسؤل دلسردی و بدبینی برو بچه های وحدت آباد هستید، زحمات بسیجی های این محله را نادیده گرفتید چه جوابی برای این عزیزان دارید؟

با تشکر

ومن الله توفیق


 


کلیدواژه ها:
:: به تاریخ دوشنبه 91/8/15 ساعت 7:0 عصر

جناب دکتر محمد صادق علمی

أَنا وَضَعْتُ فی الصِّغَرِ بِکَلاکِلِ الْعَرَبِ، وَ کَسَرْتُ نَواجِمَ قُرونِ رَبیعَةَ وَ مُضَرَ، وَ قَدْ عَلِمْتُمْ مَوْضِعی مِنْ رَسولِ اللَّهِ (ص) بِالْقَرابَةِ الْقَریبَةِ وَ الْمَنْزِلَةِ الْخَصیصَةِ...‏

من بزرگان عرب رو در کوچکی به خاک نشاندم، من شاخ بزرگان ربیعه و مُضَر رو در هم شکستم، شما میدونید من با پیغمبر(ص) چه رابطه ای داشتم...

بشنوید ترجمه و توضیح بخشی از خطبه ی قاصعه و ماجرای درخواست قریش از پیامبر اکرم(ص) برای معجزه رو از زبان استاد عزیز، جناب دکتر علمی، که مربوطه به کلاس نهج البلاغه ی سال 89.
یادم نمیره اشکهای استاد رو موقع خوندن عبارات حضرت امیر.

خطبه قاصعه - 1 مگابایت

پ. ن 1: خطبه ی قاصعه خطبه ی 234 نهج البلاغس که با عبارت «لحمد لله الذی لَبِسَ العزَّ والکبریاء» شروع میشه.
پ. ن 2: عکس مربوط به این کلاس نیست.


:: به تاریخ دوشنبه 91/8/15 ساعت 10:24 صبح

 

سلام سلام بادا بادا مبارک بادا ایشالا مبارک باد!!!!!

دیشب عروسی داداش گلم علی ود خیلی حال دادا جای همتون که نبودید خالی بود!!

این دعلی آقا دوست بیست و ساله زندگی ماس از تو قنداقه با هم بودیم!!

البته بیست روز از من کوچیک تره ها!!!!

عروسی خوبی بود دوستا سنگ تموم گذاشتن البته ما نرقصیدیم صدای همه در اومد بخاطر همینم به زور و با قلم دوش بردنمون وسط معرکه 

ولی کسی حریف ما نمیشه داش من!!!!!!!!!!!!

دعا میکنم همیشه خوشبخت و سعادت مند باشن و به پای هم پیر بشن!

و یه دعای مخصوص برا خونواده خانومش که واقعاً باش راه اومدن و سخت نگرفتن!!

عروسی علی حسینعروسی علی حسین

عروسی علی حسین عشوری

عروسی علی

 


کلیدواژه ها:
:: به تاریخ یکشنبه 91/8/14 ساعت 7:31 عصر

 

           گویند که هرکه، هرکه را دارد دوست         

 از بعد وفات هم همو مونس اوست

       یارب تو گواهـــی که ندارد این دل      

  غیر از علی و پیمبر و آلش دوست


:: به تاریخ یکشنبه 91/8/14 ساعت 8:52 صبح

یا علی انت الصراط المستقیم

غدیر کربلای عوام بود و کربلا، غدیر خواص؛
در غدیر با این که بیعت گرفته شد، جفا شد
ولی در کربلا با این که بیعت برداشته شد، وفا ماند.

عیدتون مبارک


:: به تاریخ شنبه 91/8/13 ساعت 11:1 صبح
<   1   2   3   4   >  
رفقا [دات] آی آر
رفقا دات آی آر

امام علی علیه السلام: در گمراهی فرد همین بس که مردم را به چیزی امر کند که خود آن را به جا نمی آورد و از چیزی باز دارد که خود آن را ترک نمی کند.

«رفقا» وبلاگی است دوستانه، برای دور هم نگه داشتن دوستان صمیمیِ قدیمی. باشد که یکدیگر را «تا بهشت» همراهی کنیم... ان شاء الله.

تصویر برگزیده
تصویر برگزیده
ویژه ها
دفتر حفظ و نشر آثار امام خامنه ای

بیان معنوی - دفتر نشر آثار و اندیشه های حجة الاسلام علیرضا پناهیان

اسلام کوئست

سایت جامع فرهنگی مذهبی شهید آوینی Aviny.com

موسسه فرهنگی بیان هدایت نور

طرحی برای فردا

جامعه مجازی تدبر در قرآن کریم

خبرگزاری دانشجو
موسیقی وبلاگ
آمار وبلاگ
بازدید امروز 892 بار
بازدید دیروز 605 بار
مجموع بازدیدها 1155517 بار

تعداد مطالب وبلاگ 300 تا